گفتم : خدایا از همه دلگیرم!
گفت : حتی از من ؟؟
گفتم : خدایا دلم را ربودند!
گفت : پیش از من ؟
گفتم : خدایا چه قدر دوری!
گفت: تو یا من ؟
گفتم : خدایا تنهاترینم!
گفت : پس من ؟
گفتم : خدایا کمک خواستم!
گفت : از غیر از من ؟
گفتم : خدایا دوستت دارم .
گفت : بیش تر از من ؟
گفتم : خدایا این قدر نگو من!
گفت : من، تو هستم و تو ، من!


تو زندگیمون با آدمای مختلفی برخورد می کنیم .
بعضی ها مثل آب زلالند و بعضی ها ( دور از جون ) کثیف تر از لجن .
بعضی ها مهربانند و بعضی ها نامهربان و سنگدل .
بعضی ها عاشقند و برخی فارغ!
بعضی ها یاریگرند و برخی دیگر یاری خواه .
در این بین هستند کسانی که همیشه قصد کمک بهت دارن. مهم نیست که تو کمک بخوای یا نه!
اونا کمکت می کنن! چون فکر می کنن کامل ترین افکار رو دارن!!!
اساس کارشون بر پایه ی خیر خواهیه، اما این خیرخواهی گاهی رنجش به دنبال میاره و نشانه ی خودخواهیه!
فکر کنید که قصد انجام کاری رو دارید، با کسی مشورت می کنید، ( یعنی مجبورید که مشورت کنید!!!!!! ) اما اون هی بخواد براتون با افکار خودش دلیل و بهونه بیاره و شما رو از انجام اون کار منصرف کنه .
درسته که افکارش قابل احترامه، اما آزادی افکار من چی میشه ؟ حق تصمیم گیری من چی میشه ؟؟؟
واقعاً در مقابل این نوع آدما، نمی دونم باید چیکار کنم .
گاهی وقتا به حرفشون گوش می دم و مطابق نظرشون عمل میکنم . اون وقت چون نتیجه ی کار دلخواه اوناست نه من، من حرص می خورم!، در عوض اونا احساس رضایت می کنن .
تجربه نشون داده که در تمام این موارد، نتیجه ی امر برای من پشیمانیه!!!!!!
گاهی وقتا سکوت می کنم، بله بله می گم، اما کار خودم رو انجام میدم!!!!
نتیجه : شنیدن غر در تمام مراحل انجام کار، در صورتی که بدونن که دارم چیکار می کنم .
پایان خوش برای من حتی اگر شکست، نتیجه اش باشه!!!! کسب تجربه مهم بوده و بس .
 در صورتی که شکست نتیجه ی کار باشه، یادآوری " مگه من نگفتم " و هزاران نوع سرزنش دیگر!!!!! و قیافه های چپ اندر قیچی در صورتی که موفقیت سرانجام کار باشه!!!!

به نظر شما من با این نوع افراد چه کنم ؟؟؟؟؟


سمانه ی نازنینم:

برایتان از طلا تختی
مسیری رو به خوشبختی
برایتان عمر نوحی را
وقار همچو کوهی را
برایتان صبر ایوبی
حیاتی مملو از خوبی
برایتان شاد بودن را
فقط آزاد بودن را
رفاقت را
صداقت را
محبت را
دعا کردم...
خوشبخت و شاد و پرانرژی باشید.