1-2-3
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفایش نه به جمالش
عاشق را به صبرش نه به ادعایش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش
غذا را به کیفیتش نه به کمیتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتاب هایش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
دوست را به محبتش نه به کلامش
2- داستان دو دوست
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در
بیابان عبور میکردند . بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره
پرداختند. یکی از آن ها از سر خشم، بر چهره ی دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی
خورده بود؛ سخت آزرده شد ولی بدون آن که چیزی بگوید، روی شن های بیابان
نوشت : " امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد."
آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند . تصمیم
گرفتند قدری آن جا بمانند و کنار برکه ی آب استراحت کنند. ناگهان شخصی که
سیلی خورده بود، لغزید و در آب افتاد. نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش
شتافت و او را نجات داد. بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت، یر روی صخرهی
سنگی این جمله را حک کرد : " امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد ."
دوستش با تعجب پرسید: "بعد از آن که من با سیلی ترا آزردم، تو آن جمله را
روی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ نصب می کنی؟"
دیگری لبخند زد و گفت: "وقتی کسی ما را آزار میدهد، باید روی شنهای صحرا
بنویسیم تا بادهای بخشش آن را پاک کنند، ولی، وقتی کسی محبتی در حق ما
میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها
ببرد."
3- دوستان عزیزم
محبت هاتون رو در روی سنگ حک کردم تا همیشه به یادم بمونه .
ازتون ممنونم .