قاصدک عزیز

ما رو در غم از دست دادن پدر بزرگوارتون، شریک بدونید .

روحشون قرین شادی باد .



از وقتی که به یاد دارم، شیطون و بازیگوش بودم . سر کلاس درس، وقتی معلم داشت جمع بهمون یاد میداد، من به جای شمردن مدادا، گنجشکای روی سیم برق رو می شمردم و در هم ضرب می کردم!!!

همیشه می تونستم در اوج شادی، فریاد بزنم و هیاهو کنم .

می تونستم وقتی ناراحتم، به راحتی اشک بریزم و گریه کنم .

درتمام طول زندگیم این طور بودم .

اما این روزا

مثل یک تکه سنگ شدم!!!

نمیتونم خوشحالیم رو نشون بدم!

نمیتونم ناراحتیم رو بیان کنم!

همش یه ترسی تو وجودم هست از بیان احساساتم که مبادا طور دیگه ای برداشت بشه .

از این که خودم نباشم، بیزارم . اما این روزها خودم نیستم!!

شاید تا فردا خوب شم! شایدم دوباره این طور شم!

نمی دونم، اما تو فکر تغییرات بزرگ در خودم هستم!

من باید تغییر کنم و حق خیلی ها رو بذارم کف دستشون .

چرا من نمی تونم همون طور که با حرفا و نگاه هاشون دلم رو میشکونن، دلشون رو بشکونم ؟ چرا نمی تونم همون قدر که دلگیر و ناراحتم می کنن، ناراحتشون کنم ؟؟؟

اینا همش از ضعف منه، باید این ضعف رو برطرف کنم و بشم یه چیزی مثل خودشون!! بلکه هم بدتر ! تا بفهمن دنیا دست کیه!!!

باید برم و 4 تا حرف درشت یاد بگریم! راستی! کجا می تونم همه ی اینایی رو که گفتم، یاد بگیرم ؟؟؟

جدی میگم!

نیاز دارم که بدجنس باشم و تلخ حرف زن و دل شکون!!!!

خییییییلی عصبانیم، دقیقاً مثل یک کوه آتشفشانم که هر لحظه می تونه فوران کنه و سرزمینی رو نابود کنه!



دو سه هفته قبل، لوله ی اصلی گاز رشت ترکید! حالا چه قدر کشته و زخمی داد، الله اعلم!!!

گاز کوچه و خونه ی ما قطع نشد، اما خیلی ها گاز نداشتن . بعد که گاز وصل شد هم اون قدر کثیف بود که چند باری مجبور به تمیز کردن خروجی های گاز اجاق گاز و پکیج شدیم .

حالا از دیروز دوباره گاز استان!!! قطعه! برای پاره ای تعمیرات و عوض کردن لوله های پوسیده تو این سرد سیاه زمستون!!!!

البته باز هم ما گاز داریم و مشکل قطعی نداشتیم شکر خدا، وگرنه تو این مهمون و مهمون داری و .... ، اینم دیگه قوز بالا قوز بود! اما همین کوچه بالایی ما، بنده خداها گاز ندارن!!!! خیلی از شهرها هم گاز قطعه . تو همین رشت هم بیشتر از نصف شهر، گازشون قطعه .

حالا چه طور باید خونه ها رو گرم کرد، خدا میدونه .

فعلاً که امروز، مدارس کل استان، دانشگاه ها، ادارات به غیر از بانک ها و بیمارستان ها، آموزشگاه ها و .... تعطیلن تا گاز نانوایی ها تامین بشه .

حالا فردا چی پیش میاد، خدا می دونه و بس!!!!

تلفنا هم نمیگیرن! نمیشه حتی به 118 زنگ زد!!!!!!!! بعد اون وقت ربط قطعی گاز و تلفن به هم چیه که دقیقاً از وقتی گاز این طوری شده، تلفنا هم قاطی کردن، رو هم فقط خدا می دونه و بس!!!!!