و این منم
هوا سرده
هوا به شدت سرده .
از اون هواهای سرد دو نفره .
از اون هواهایی که دوست داری بری بیرون و از سرما بلرزی و اون وقت گرمای دستان کسی، قلبت رو گرم کنه و تو بتونی تا ابد با همین گرما، راه بری و نلرزی و یخ نزنی!!!!
...
تکیه میدم به شوفاژ و کتاب می خونم!!!!
******
دوباره طپش قلب اومده سراغم .
دوباره شب ها با ترس از خواب می پرم .
دوباره ناآرامم و بی قرار .
دوباره آرام بخش رو شروع می کنم .
می دونم که یه دونه قرص، چند ساعتی خوابم می کنه . نگاهی به بسته ی پر قرص میندازم و با خودم فکر می کنم : چند تا از این قرصا، تا ابد خوابم می کنه ؟؟؟؟؟؟
لبخند تلخی می زنم و به شوق ابدیت می خوابم ... !!!!
*****
و این منم
زنی تنها
در آستانه ی فصی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یاس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستان سیمانی
...من راز فصل ها را می دانم
و حرف لحظه ها را می فهمم
...در کوچه باد می آید
این ابتدای ویرانیست
... من سردم است
من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد
...من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و می دانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند.
خطوط را رها خواهم کرد
و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد
و از میان شکل های هندسی محدود
به پهنه های حسی وسعت پناه خواهم برد
... سکوت چیست؟ چیست؟ چیست؟ ...
سکوت چیست به جز حرف های ناگفته ؟
من از گفتن می مانم اما زبان گنجشک
زبان زندگی جمله های جاری جشن طبیعتست.
زبان گنجشکان یعنی:بهار، برگ، بهار
زبان گنجشکان یعنی:نسیم، عطر، نسیم ...
... ایمان بیاوریم
ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل
به داس های واژگون شده ی بیکار
و دانه های زندانی.
نگاه کن که چه برفی می بارد...
... ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد...

*****
تا وقتی که حالم بهتر از این نشه، نیستم . اون قدر دوستتون دارم که در آستانه ی بهار، غمگینتون نکنم .
بعد نوشت :
هیچ وقت به خودکشی فکر نکردم و نمی کنم !
دلتنگ و خسته هستم اما ضعیف و احمق، نه!