هوا به شدت لطیفه . چند روزیه که بارون می باره و دمای کشنده ی تابستونی رو به شدت پایین آورده .
حالا دیگه نیازی به کولر و پنکه نیست . بادی که از پنجره میاد داخل و گاهی هم قطرات بازیگوش باران رو می پاشونه روی صورتت، اون قدر خنکه که پشتت از سرما می لرزه .
همه جا تمیز و پاک شده . آسمون، زمین، برگ درختان، گل هاو ...
انگاری یه جورایی قلبهامونم پاک شده . تمیز شده . زنگاراش از بین رفتن .
میرم زیر بارون و دستام رو زیر قطرات بارون می گیرم . به قطرات باران تو دستام نگاه می کنم . چه قدر زلال  و پاکن .
با خودم میگم : کاشکی یه قطره ی بارون بودم تا بارشم، دلی رو شاد کنه !!!





نه
همیشه برای عاشق شدن
به دنبال باران و بهار و بابونه نباش
گاهی
در انتهای خارهای یک کاکتوس
به غنچه ای می رسی
که ماه را بر لبانت می نشاند