1-
مادر نیستم! جون به جونمم که کنن، مادر نمیشم .متفکر
تو بانک بودم . آقایی با یه پسربچه ی حدود سه ساله، در حال باز کردن حسابی برای خرید اوراق!! بود!!! که همین طور که داشت می رفت به سمت میز نیم دایره ی وسط سالن بانک تا فرم پر کنه، ناگهان گوشه ی بینی بچه، روی لپش، خورد به تیزی نیمدایره ی میز و بچه فرتی افتاد .تعجبfeeling beat up
الهی! گوشه ی بینیش یه کوچولو زخم شده بود و خون می یومد .ناراحت
واکنش من فقط یه چیزی بود! گفتم : وای! الهی بمیرم!
اما واکنش خانم حدود 45 ساله ای که پشت سرم نشسته بود، دیدنی بود ! گفت : وای! یا امام هشتم!استرس
و بعد بلند شد و رفت طرف بچه! گفت : دستمال کاغذی نداری آقا ؟
و من بلافاصله به پدر بچه دستمال کاغذی رو دادم!
گفت : دو تا بردار آقا! خون بینیش رو با یکی پاک کن، اشکاش رو با یکی دیگه!
و بعد وقتی دید که پدر از پس بچه بر نمیاد، دستمال رو از پدر گرفت و بچه رو بغل کرد و برداشت و برد و هی عکس بهش نشون داد و قربون صدقه اش رفت تا آروم شد!!!!قلب
اون خانم، مادر بود . اما من مادر نبودم! احساساتش رو هم نداشتم . فقط دلم برای بچه سوخته بود، می خواستم، اما نمی دونستم باید چیکار کنم!!!کلافهدل شکسته

خوشا به حال اونایی که مادرن . قدر لحظات خوب بچه داری تون رو بدونید . قدر بدونید حتی با وجود همه ی سختی های مادر بودن ....
لبخندماچ


2-
جمعه فرصتی دست داد تا بعد از مدت ها، سه تا خواهر، تنهایی با هم بریم بیرون . dancingرفتیم انزلی و جاتون خالی! خییییلی خوش گذشت!!!! هورا از ساعت 3 و خورده ای رفتیم و حدود 9 شب برگشتیم!!! نیشخنداز همون اولش من بند کردم که ذرت می خوام!!!! hee hee بعدش خواهر وسطیه پیشنهاد همبرگر داد! ابله و بعد مثل بچگی هام، دو تایی بهم گفتن : اگر دختر خوبی باشی و نق نزنی، برات همبرگر هم می خریم !!!منتظر
من دختر خوبی بودم، اما فقط ذرت خوردیم و برام همبرگر نخریدن! سوالچون دیر برگشتیم!!!!قهر
حالا بهم قول این هفته رو دادن!!! prayingبه نظرتون با آدمای بدقول باید چگونه رفتار کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!I don't know - New!
whistling


3-
اون روزی تو بانک اون قدر ذهنم درگیر مادر و مادر شدن بود که وقتی اومدم از عابر بانک، قسط واریز کنم و مثلاً هم دو تا قسط واریز کنم!، زحمت کشیدم و به جای 450 تومن، 540 تومن واریز کردم!!!!! خنده و تا 1 ساعت بعدشم متوجه نشدم که چه گندی زدم!!!!!!
قهقههعینک


4-

خانم مدیر این روزا شدیداً لاو می ترکونه!!! زبان اما من به خودم قول دادم که این بار دیگه گوشام مخملی نشه !!not listening - New!bring it on