( 1 )

امروز تو دفتر مدرسه بحث داغ، بحث عشق و عاشقی بود!!!خیال باطل

یکی از همکاران عصا قورت داده ی ما که اتفاقاً ریاضی هم تدریس می کنه و بچه ها اسمش رو گذاشتن : شکلات تلخ! هر چند که خیلی ها هم به شدت دوستش دارن، می گفت که تابه حال عاشق نشده! این خانم متاهله و یه بچه هم داره . می گفت : عشق مادر به فرزندی هست ها! اما این که دلم برای کسی به طپش بیفته، نه! نداشتم!!!هیپنوتیزمتعجب

و دیگر دوستان همه متفق القول می گفتن که عشق چیزیه که باید طعمش رو حتی شده یک بار، در زندگیت بچشی.whistling

و دوست عزیزم عقیده داشت که عشقی خوشه که به وصال نرسه! البته این رو آروم گفت، فقط در جمع صمیمیه خودمون! به خاطر حرف مردم و افکارشون!!!!منتظر

حالا هی فکر من مشغوله! من قلبم خیلی زود به طپش در میاد! حتی با دیدن یه دانش اموزی که دوستش دارم!!!! یا حتی دیدن خواهرم، برادرم و یا اعضای خانواده ام بعد از مدتی . گاهی وقتا که بچه ها دستم رو می گیرن و من یه حس خوبی بهم دست میده ...قلب

یعنی من هی عاشق میشم و هی فارغ ؟؟؟؟ شیطان خب دست گلم درد نکنه دیگه!!!!!نیشخندمتفکر


( 2 )

اولین باری که بحث Generation gap رو شنیدم، در کلاس زبان بود و من چه قدر در این زمینه تجربه داشتم و سخنرانی ها کردم!!!hee hee

مادرم رو به شدت و عاشقانه دوست دارم .قلب خیلی زیاد . مثل همه که مادراشون رو دوست دارن . اما یکی از بزرگ ترین مشکلات بین ما، بحث فاصله ی نسل هاست!!! می تونم بگم که در 90% موارد ما دو نفر که زیر یک سقف هم زندگی می کنیم، افکاری کاملا مخالف هم داریم! مخالف مخالف!!!whistling

مادرم در حالی که خانم بسیار مهربان و باشخصیتیه که همه یه طورایی تو فامیل بهش حسادت می کنن، اما اخلاقیات خاصی داره . زود می رنجه . زود قهر می کنه . هیچ وقت از وضع موجود راضی نیست! کلتتاً همیشه فکر می کنه که خدا براش کم گذاشته و یه چیزی نعوذبالله بهش بدهکاره !قهر برام خیلی هم جالبه که نمازش رو اگر همون اول وقت نخونه، عصبی میشه و بداخلاق، یا شب ها تا خود اذان صبح همش تو خواب و بیداریه که مبادا بعد از اذان صبح بیدار شه و به قول خودش : شرافت نماز از بین بره ! نماز خوندنش حدود یک ساعتی در هر نوبت طول می کشه و تا نماز نخونه، نهار یا شام نمی خوره و ...

با این وجود مدام بهش میگم که : خب تو که این طوری هستی، چرا هی انگار از خدا طلب داری ؟؟؟  شکرگزار خدا باش . میگه  : هستم! اما ....

برام این "اما "هایی که میگه هم جالبن!I don't know - New!

تقریباً می تونم بگم که به همه چیز گیر میده! همه چیز!!!! از بیکار بودن تاااااااااا پرکار بودن من!!!! از .... ! و من خیلی وقت ها سکوت می کنم و به روی خودم نمیارم!!! کلافه یعنی اگر از یکی دیگه هم دلخوره، با من یه طوری برخورد می کنه که ناراحت بشم!!! تقصیری هم نداره ها! خب من دم دستش هستم!!! کلافه تو جمع هم چنان ساکت و مظلومه که تا من حرفی بزنم، حتماً همه حق رو بهش میدن!!! استرس تا این که یک بار که به خاطر شکستگی پاش، حالت افسردگی داشت، با خواهرم تلفنی یه جوری حرف زد که اون زنگ زد به من و کلی گله کرد! منم بهش گفتم : ببین من واقعاً ناراحتم که این حرف رو بهت گفته، اما بسیار هم خوشحالم که حداقل حرفایی رو که من می گفتم باورت شد! عینک از خود راضیو اونم قبول کرد که حق با منه!!!! آخpeace sign

گاهی وقتا مثل دیروز واقعاً می بُرم و اون قدر طرز فکرش و چیزایی که بهم میگه برام عجیب و غریبه که اعصابم خورد میشه و ...آخ

گاهی وقتا سعه ی صدر داشتن برام خیلی سخته و بعدشم البته خیلی زود پشیمون میشم اما چه سود ؟؟!!!! ناراحت نمی خوام خدای نکرده، زبونم لال، بعدها پشیمون بشم، ممکنه گاهی وقتا مقصر باشم، اما واقعاً بعضی وقت ها من کاملاً بی تقصیرم!I don't know - New!

خدا ان شاءالله 120 سال برام حفظش کنه .بغل خییییلی دوستش دارم . قلبخیلی زیاد . و واقعاً می خوام که یه کاری کنم که ازم راضی باشه، اما می دونم که با این اخلاق تند گَندم نمیشه ...whistling برام دعا کنید که خدا بهم تحمل بیشتری بده ...خیال باطلwhistling